شيخ ذبيح الله محلاتى

294

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

حسن عليه السّلام فرمود آيا جد من به تو خبر نداد كه تو چگونه مرك را درك مىكنى و بكجا مىروى . عايشه گفت مرا بخير خبر داد امام حسن عليه السّلام فرمود و اللّه جد من به من خبر داد كه تو به مرض ( دبيله ) « 1 » كه مردن اهل آتش است خواهى مردن و با اصحاب خود به آتش خواهى رفت . گفت اى حسن پيغمبر چه وقت خبر داد به تو فرمود آن‌وقت كه ما را خبر داد به اين كه تو با على دشمنى خواهى كرد . اين حديث دلالت واضحه در متانت ايمان و معرفت ام سلمه بحقيقت نبوت و ولايت دارد . سرپرستى ام سلمه از فاطمة زهرا در جلد اول اين كتاب بيان شد كه چون خديجهء كبرى از دنيا رفت فاطمه بنت اسد حضرت صديقهء كبرى را سرپرستى و مادرى مىنمود تا اينكه فاطمه بنت اسد از دنيا رفت سرپرستى فاطمه را رسول خدا به عهده ام سلمه واگذار كردند و عايشه از اين عمل بسيار خشمناك شد كه اين توفيق رفيق ام سلمه گرديد و ام سلمه مىفرمود ( كنت أدأب فاطمة و هى أدأب منى ) من فاطمه را چنان پندارند آموزگارى مىكنم به خدا قسم او آموزگار من است . بالجمله ام سلمه در همهء حالات در جان‌نثارى براى فاطمهء زهرا كوتاهى نكرد و بعد از اين خواهى شنيد كه براى شهادتى كه داد يك سال وظيفهء او را قطع كردند ابو بكر و عمر و ام سلمه در عروسى فاطمه زهرا بسيار بذل جهد كرد و مساعى جميله بتقديم رسانيد و رتق و فتق همه بصلاح ديد ام سلمه بود و هنگامى كه حضرت فاطمه را بجانب حجله مىبردند به آن تفصيلى كه در جلد اول گذشت ام سلمه اين اشعار بسرود سرن بعون اللّه جاراتى * و اشكرنه في كل حالاتي

--> ( 1 ) على وزن زبيده نوع من الطاعون و الجراح